ماموریت حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان تعلیم و تربیت دانشگاهیان مشتاق و مومن به اسلام و انقلاب، بر پایه نظام اندیشه و علوم اسلامی،برای اثرگذاری در عرصه های جهاد علمی فرهنگی جهت تحقق اهداف دانشگاه اسلامی و تمدن اسلامی
سبک زندگی شهدا
 

بسم الله الرحمن الرحیم 

سبک زندگی شهدا 

 

شهید سید مرتضی آوینی

شھید سید مرتضی آوینی در شھریور سال 1326 در شھر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسط ھی خود را در شھرھای زنجان، کرمان

و تھران بھ پایان رساند و سپس بھ عنوان دان شجوی معماری وارد دانشکد هی ھنرھای زیبای دانشگاه تھران شد او از کودکی با ھنر انس

داشت؛ شعر م یسرود داستان و مقالھ می نوشت و نقاشی م یکرد تحصیلات دانشگاھ یاش را نیز در رشت ھای بھ انجام رساند کھ بھ طبع

ھنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و بھ اقتضای ضرور تھای انقلاب بھ فیلم سازی پرداخت

 

"حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده ی ھنرھای زیبا ھستم اما کاری را که اکنون انجام میدھم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست

حقیر ھرچه آموخته ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی در سایه ی تعھد اسلامی بھ دست می آید و لاغیر

قبل از انقلاب بنده فیلم نمی ساخت ام اگرچه با سینما آشنایی داشته ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع

انقلاب تمام نوشته ھای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستا نھای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم

کھ دیگر چیزی که"حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که"خودم" را از میان بردارم تا

ھرچه ھست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده ام. البتھ آن چهکه انسان می نویسد ھمیشه تراوشات درونی خود اوست

ھمه ی ھنرھا این چنین ھستند کسی ھم که فیلم میسازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آ نگاه این

خداست کھ در آثار او جلو هگر می شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

 

 

 

شهید حمید باکری

تولد و کودکی

در آذر سال 1334 در شھرستان ارومیھ چشم بھ جھان گشود. در سنین كودكي مادرش را از دست داد و دوران دبستان و سیكل و اول

دبیرستان را در كارخانھ قند ارومیھ و بقیھ تحصیلاتش را در دبیرستان فردوسي ارومیھ بھ پایان رساند. بعلت شھادت برادر بزرگش علي كھ

بدست رژیم خونخوار شاھنشاھي انجام شده بود با مسائل سیاسي و فساد دستگاه آشنا شد. بعد از پایان دوران خدمت سربازي در شھر تبریز

با برادرش مھدي فعالیت موثر خود را علیھ رژیم آغاز كرد و خود سازي و تزكیھ نفس شھید نیز بیشتر از این دوران بھ بعد بوده است.

تحصیلا ت

در سال 1355 ظاھراً بعنوان تحصیل بھ خارج از كشور سفر م يكند ، ابتداء بھ تركیھ و از تركیھ جھت گذراندن دوره چریكي عازم سوری ھ

میشود و بعد بھ آلمان رفتھ و در دانشگاه اسم نویسي كرده و فقط یك ھفتھ در كلاس درس حاضر مي شود.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی

بھ پاریس عازم پاریس مي شود و از آنجا ھم جھت آوردن اسلحھ بھ سوریھ مي رود و با پیروزي انقلا ب « مد ظلھ العالي » با ھجرت امام

اسلامي بھ ایران مراجعت، جھت پاسداري از دستاوردھاي انقلاب اسلامي در مراكز نظامي مشغول فعالیت مي شود و با تشكیل سپاه

پاسداران انقلاب اسلامي در سال 57 بھ عضویت سپاه درآمده و بھ عنوان فرمانده عملیات با عناصر دست نشانده امپریالیسم شرق و غرب

كھ در گروھك ھا و احزابي كھ بلافاصلھ بعد از پیروزي انقلاب شروع بھ فعالیت كرده بودند بھ مبارزه مي پردازد

در عملیات پاكسازي من طقھ سرو و آزادسازي مھاباد ، پیرانشھر و بانھ نقش مھم و اساسي داشتھ و در آزاد سازي سنندج با ھمكاري فرمانده

عملیاتي منطقھ با استفاده از طرح ھاي چریكي كمر ضد انقلاب وابستھ و ملحد را در منطقھ شكستھ و باعث گردید كھ سنندج پس از مدت ھا

آزاد گردد.

 ورود به بسیج و جنگ تحمیل

شھید با فرمان امام مبني بر تشكیل ارتش بیست میلیونی مسئول تشكیل و سازماندھي بسیج ارومیھ شد ودر این مورد نقش فعالانھ و موثري

ایفا نمود. ھمیشھ از بسیج ي ھا و از قدرت الھي آنھا سخن مي گفت. با شروع جنگ تحمیلي جھت مبارزه با بعثیون كافر بھ جبھھ آبادان

شتافت و دو ماه بعد مراجعت نمود.

مدتي در شھرداري بصورت افتخاري در سمت مسئول بازرسي مشغول خدمت گردید و چون كار اداري نتوانست روح بزرگ او را آرا م

كند مجدداً عازم جبھھ آبادان شد و فرماندھي خط مقدم ایستگاه 7 آبادان را بعھده گرفتھ و بھ سازماندھي نیروھاي مردمي پرداخت. وي در

زمره خاطراتش كھ از بسیجي ھا صحبت م يكرد م يگفت كھ دو سھ تا نوجوان بودند ھر قدر اصرار كردیم كھ پشت جبھھ كار كنند قبول

نكردند و شروع كردند بھ گریھ كردن كھ باید ما در خط مقدم باشیم و م يگفت : اینھا بھ انسان نیرو مي دھند و باعث تقویت ایمان در آدمي

مي شوند.

 

 

 

شهید حسن باقری

روز سوم شعبان برابر با 25 اسفند 1334 شمسي ، زاد روز فرخندهء امام حسين (ع) در تهرن چشم به جهان مي گشايد . از اين رو او را ( غلامحسين ) مي نامند . 25 اسفند 1334 شمسي نيز همچون مولايش در هفت ماهگي ، با جثه اي نحيف و استخواني به دنيا مي آيد . غلامحسين در دو سالگي همراه پدر و مادرش ، به كربلاي معلا سفر مي كند . دوره دبيرستان را در مدرسهء ( مترجمه الدوله ) واقع در خيابان (آيت الله سعيدي )و دوره متوسطه را در (دبيرستان مروي ) تهران به پايان مي رساند . در دوران تحصيل ، عشق و علاقهء خاصي نسبت به فراگيري علوم ديني از خود بروز مي دهد . با عضويت در هيات ( محبان الحسين (ع)) پاي سخنرانيهاي شهيد آيت الله ( دكتربهشتي )مي نشيند و هر آنچه مي آموزد ، به دوستان و همسالان خود مي آموزد . در سال 1354 در رشته ( دامپروري ) دانشگاه (اروميه ) پذيرفته مي شود . در اين دوران نيز از تحقيق و مطالعه پيرامون اصول عقايد و قرآن غفلت نمي كند و هر از گاه در كلاسها و مسجد دانشگاه ، براي دانشجويان سخنراني مي كند . وي به عنون يك چهره مذهبي فعال در سطح دانشگاه مورد توجه قرار مي گيرد . چند بار با استادان غربزده به بحث و مجادله مي پردازد . فعاليتهاي او سرانجام منجر به درگيري با گارد رژيم و اخراج وي از دانشگاه مي شود . غلامحسين اسفند ماه 1356 براي سربازي اعزام مي شود . از آنجا كه روحي جستجوگر و سري پرشور داشت ، در دوران سربازي نيز يك لحظه از ارشاد و هدايت فكري سربازان باز نمي ايستاد . ازاين رو ، او را از پادگان جدا كرده ، راننده يك افسر جزء مي كنند تا با سربازان بتواند ارتباط برقرار بكند . به دنبال فرمان امام خميني (ره) مبني بر فرار سربازان از پادگانها ، سربازي را ترك مي كند و بطرز جدي همراه با مردم ، به مبارزه عليه رژيم شاه ادامه مي دهد . در تصرف كلانتري 14 و پادگان ( عشرت آباد ) نقش موثر و فعالي را ايفا مي كند . در كميته استقبال از امام عاشقانه فعاليت مي كند . غلامحسين پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، در نهادهاي مختلف فعاليت مي كند يك بار نيز به عنوان ( خبرنگار ) سفر پانزده روز به ( لبنان ) و ( اردن ) انجام مي دهد و گزارش تحليلي جامعي از وضع نابسامان مسلمانان آن جا مي كند . خرداد ماه 1358 ديپلم ادبي مي گيرد و در رشتهء (حقوق قضايي ) دانشگاه تهران قبول مي شود . وي در دانشگاه ، نقش مؤثري در مقابله با توطئه هاي ضد انقلاب ايفا مي كند. باقري اوايل سال 1359 به عضويت سپاه در مي آيد و در واحد اطلاعات مشغول خدمت مي شود . در اين واحد بود كه نام مستعار ( حسن باقري ) برايش انتخاب مي شود . 

ويژگیھاي اخلاقي

شھید باقري ، فردي با تقوا ، ھوشمند ، مبتكر و در عین حال متواضع و فروتن بود . در شرايط سخت ، صبر و

بردباري را از دست نمي داد . شجاعت و شھامت وي زبانزد بود . سردار( محسن رضائي ) ، فرماندهء محترم

كل سپاه مي گويد : ( شھید باقري اسوهء حماسه و شجاعت و استعداد فوق العاده بود . ايشان از يك

روحیهء سلحشوري و حماسي بسیار عظیمي برخوردار بود . در خطوط مقدم ھمیشه حاضر بود .) شھید

باقري ھمواره نیروھا را به وحدت و ھماھنگي دعوت مي كرد و در اين زمینه ، از ھیچ تلاشي دريغ نمي كرد .

ھر جا كه به او نیاز بود ، به سرعت در صحنه حضور مي يافت . او فردي خود ساخته و وارسته بود . نسبت به

حفظ بیت المال ، حساسیت خاصي داشت . سردار ( عزيز جعفري ) مي گويد : ( پس از عملیات امام مھدي

(عج) ، حسن را ديدم كه سطل دستش بود و فشنگھاي روي زمین را جمع مي كرد .) در تمام كارھا فقط

رضاي خدا را در نظر داشت و ھمهء تلاشش براي جلب حضرت حق بود . در جبھه بنام ( سقاي بسیجیان )

معروف بود . آنان را خیلي دوست داشت . در وراي شخصیت نظامي ، روحي لطیف داشت كه سرشار از مھر

و عطوفت و از خود گذشتگي بود .برخي تعجب مي كردند كه با اين رقت قلب ، چگونه مي جنگد . اينھا ھمه

 نشانگر روح بزرگ او بود كه ھمه صفات نیك را يكجا داشت.

شھادت

چگونگي شھادت اين فريد عرصه ھاي نبرد ، با تمام خصلتھاي خوب و والاي انساني ، براي اقدامھاي نظامي

خود ، در پي معشوق و معبودش بود و سرانجام به وصل جانان رسید واز آلام دنیا و مافیھا رھید . شھید

باقري میقاتش را در جبھه ھا يافته بود . از اين روي ، ماندن در جبھه را به رفتن سفر حج در سال 1361

ترجیح داد . روز 9 بھمن 1361 ، روز میعاد شھید باقري بود و شناسايي ضیافتي براي يك ملاقات جاودانه .

 پنج روز دور ماندن از جبھه ھا  حتي اگر براي زيارت كعبه باشد  شايد براي شھید باقري زياد بود.

اوقات شرعی